سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و ولادت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : سیدپوریا هاشمی
نوع شعر : مدح و ولادت
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : ترکیب بند

هرکسی دنبال دنیا رفت عـزّت را ندید            هرکسی با عشق بد تا کرد جنّت را ندید

ساقه‌های عرش شاهدهای این حرف من‌اند            چشم هرکس خورد بر نور تو ظلمت را ندید


در زدیم و دستی آمد روزی ما را رساند            سائل اینجا لحظه‌ای رنگ خجالت را ندید

لطفشان حتی به یک تبعید رفته می‌رسد            مثل فطرس هیچ کس اینقدر رحمت را ندید

هر نفس پشت نفس مقروض اربابم ولی            این بدهکار از طلبکارش شکایت را ندید

هر سری بر دامنت آمد سـعـادتـمند شد            هر سری محروم فیضت شد سعادت را ندید

ما به پابوس شبـیـر از پیـش شبّر آمدیم

با چه شـوقی از بـرادر به بـرادر آمدیم

تو می‌آیی و به محض آمدن گل می‌کنی            کـربـلا را تا ابـد میـخـانـۀ کـل می‌کـنی

از همین گهواره چشمانت به زهرا خیره شد            از همین آغـاز بر زهـرا توسل می‌کنی

در قـنوتت ذکر پـشت ذکر بالا می‌رود            دست‌هایت را به سمت آسمان پل می‌کنی

بین دو انگشت تو جایی به ما هم می‌رسد؟            پس بهـشتی بودن ما را تقـبل می‌کـنی؟

پنجـمین خـورشید دنیایی و با این آمدن            پنج ضلع نور را رو به تکامل می‌کنی

معنی یک روح مانده در دو پیکر می‌شوی

آخرش سیراب انگـشت پیـمبر می‌شوی

شب رسیده وقت تاریکی‌ست ماهت را بده            یک کمی از لطف‌های دل بخواهت را بده

راه دوری آمدم از ری مزاحـم می‌شوم            خـسـته‌ام آواره‌ام لـطف پـنـاهـت را بده

گر بنـا داری بـیـایی و خـریدارم شوی            زودتر از لحظـۀ موعـود چاهت را بده

خودنمایی کردن من را ریا هرگز نبین            گوشه چشمی از تو می‌خواهم! نگاهت را بده

آمـدم مـثـل رسـول تـرک آقــایـی کــنـم            فرصت نوکر شدن در خیمه‌گاهت را بده

سال‌ها شعبان به شعبان زیر دِینت رفته‌ام            روزی سـال گـدای روسـیـاهـت را بده

خوشه‌ای انگور داد و از تو باغش را گرفت

شیخ جعفر شد کسی که از شما حلوا گرفت

عـرش را دیـدیـم ما در آسـمـان کـربلا            پس سر ما خـاک شد بر آستـان کـربـلا

پیش ما اوقات شرعی از اذان مأذنه است            گـوش را دادیـم تـنـهـا بـه اذان کــربـلا

در قیامت میـزبانی می‌کـند از کل خلق            هر کسی که بود یک شب میهمان کربلا

از زمین و آسمان آتش ببارد باک نیست            ما همه هستیم یک یک در امـان کربلا

از جوان و پیر وقتی نذر گنبد می‌شویم            اسم‌مان هم می‌شود پیـر و جوان کربلا

چشم ما هر شب برایش می‌شود نهر فرات            گریه پشت گـریه پـای داسـتـان کـربـلا

تو به دنـیا آمدی پیـغـمـبر ما گریه کرد

روضه گودال را تا خواند زهرا گریه کرد

نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن حذف شد موضوع شیر نوشیدن حضرت از انگشتان پیامبر به دلیل خشک شدن شیر مادر نبوده است بلکه امری الهی و تبرک جستن به وجود نازنین پیامبر بوده است جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کیلک فرمائید



ساکـتی انگار نه انگـار اصلا تـشـنه‌ای            شیر مادر خشک شد اما تحـمل می‌کنی